تصرف عدوانی از رایج ترین دعاوی حوزه ی مالکیت است که از جوانب مختلف مبتلا به خیل کثیری از افراد است بنابراین برای تبیین دقیق و راهگشا باید روشن نمود تصرف عدوانی چیست بررسی ابعاد حقوقی و کیفری آن چگونه است ؟

برای ارائه تعریف شفاف از اینکه تصرف عدوانی چیست بررسی ابعاد حقوقی و کیفری آن مستلزم آن است که ابتدا باید مفاهیم «تصرف» و «عدوان» را روشن نمود

تصرف یا به تعبیری «ید» به معنای سلطه و اقتداری است که شخصی به طور مستقیم یا با واسطه ی غیر، بر مالی دارد و می تواند در آن هرگونه دخل و تصرف نماید . «عدوان» نیز در لغت به معنای ظلم و ستم آشکار است که خلاف عرف یا قانون باشد. نکته ی قابل توجه این که «تصرف » ظرف مشخص و محدودی ندارد بلکه عامل اصلی در تشخیص آن عرف است و مفاد قاعده این است که استیلا و سلطه ی فرد بر مال،نشانگر و ثابت کننده ی مالکیت آن شخص است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

در اثبات عدوانی بودن یا نبودن تصرف مهمترین فاکتور ،سابقه ی تصرف است به این معنا که در دعوای تصرف عدوانی گاهی حتی مالکیت دلیل بر محق بودن نمی باشد چنانکه اگر مالکی ملک را اجاره داده و پس از اجاره در ملک تصرفاتی نماید که خلاف میل و رضایت مستاجر باشد در اینجا مستاجر می تواند علیه مالک اقدام به طرح دعاوی تصرف عدوانی نماید مثال واضح در اینجا دعاوی تصرف عدوانی بر سر پارکینگ است .

موارد بسیاری وجود دارد که موجر با ادعای اینکه مالک و صاحب اختیار ملک است خلاف میل مستاجر پارکینگ را تصرف می نماید غافل از اینکه این عمل نمونه ی بارز تصرف عدوانی است و میتواند منجر به طرح دعوای تصرف عدوانی علیه مالک شود بنابراین تصرف عدوانی به طور خلاصه و به معنای اعم عبارت از خارج شدن مال از ید مالک یا قائم‌مقام قانونی او بدون رضای وی یا بدون مجوز قانونی است. در حقیقت، رضایت نداشتن مالک (متصرف قانونی سابق )یا نبود اجازه و اذن قانونی از جانب او از موجبات تحقق تصرف عدوانی محسوب می‌شود.

هرگونه دخل و تصرف بدون اذن و رضایت متصرف قانونی سابق تصرف عدوانی است

در پاسخ به این پرسش که تصرف عدوانی چیست بررسی ابعاد حقوقی و کیفری آن حائز نکات بسیاری است که طرح آنها ضروری است بنابراین می‌توان از هر دو منظر حقوقی و کیفری ، این موضوع را مورد بررسی قرار داد.

تصرف عدوانی از منظر حقوقی

از منظر حقوقی و بنا بر ماده 158 قانون آیین دادرسی مدنی « دعوای تصرف عدوانی عبارت است از ادعای متصرف سابق مبنی بر اینکه دیگری بدون رضایت او مال غیرمنقول را از تصرف وی خارج کرده و اعاده تصرف خود را نسبت به آن مال درخواست می نماید.» تصرف عدوانی از منظر حقوقی حائز نکاتی است که توجه به آنها ضروری می نماید از جمله اینکه دعوای تصرف عدوانی تنها و فقط در مورد اموال غیرمنقول مانند زمین ،خانه ملک و از این قبیل قابل طرح است و تصرف اموال منقول در دعوای تصرف عدوانی نمی گنجد .

نکته مهم بعدی ؛اینکه در تصرف عدوانی آنچه مهم است سبق تصرف خواهان و عدوانی بودن تصرف خوانده

می باشد و محور رسیدگی سابقه ی تصرف است نه لزوما مالکیت .البته بنا بر ماده 162 قانون آیین دادرسی مدنی «ابراز سند مالکیت دلیل سابقه تصرف خواهان می باشد مگر اینکه خوانده استفاده از حق را به طریق دیگر ثابت کند» .یعنی در دعاوی تصرف عدوانی مهم این است که خواهان سابقه تصرف در مال غیر منقول (ملک ،زمین ) داشته باشد و خوانده به زور مال غیرمنقول را از دست خواهان گرفته باشد و خودش تصرف کند . از آنجا که در تشخیص تصرف ملاک عرف می باشد لذا سابقه ی تصرف خواهان باید به حدی باشد که عرفا ًاورا ذی حق بخوانند . بر طبق قانون قدیم سابقه تصرف خواهان که مدعی تصرف عدوانی خوانده است یک سال ذکر شده بود اما اکنون و طبق قانون جدید مدت مشخص نشده و مدت هر چند کوتاه باشد مورد حمایت قرار گرفته ولی با توجه به نظرات متعدد به نظر میرسد تصرف حداقل یک سال مد نظر می باشد و تصرف محسوب می شود.

تصرف عدوانی از منظر کیفری

در ادامه ی تشریح اینکه تصرف عدوانی چیست بررسی ابعاد حقوقی و کیفری آن نشان می دهد هرچند اغلب دعاوی تصرف عدوانی از منظر حقوقی طرح می شود اما توجه به جنبه ی کیفری تصرف عدوانی نیز بسیار مهم است از جمله جرایم علیه اموال و مالکیت که موضوع آن مال غیر منقول متعلق به دیگری است «تصرف عدوانی » می باشد که عبارت است از اخراج مال غیر منقول بدون رضایت مالک یا اجازه از طرف مالک توسط دیگری با علم به موضوع و از روی عمد. طبق ماده 690 قانون مجازات اسلامی در صورت اجتماع عناصر سه-گانه جرم مرتکب جرم تصرف عدوانی به مجازات یک ماه تا یکسال حبس محکوم می شود. در واقع در این دعوا قصد محرمانه و اثبات آن بسیار مهم است.

در تصرف عدوانی مرجع صالح رسیدگی دادسرا و دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول است و دعاوی مربوط به مال غیرمنقول مطابق قانون شوراهای حل اختلاف قابل طرح در شوراهای حل اختلاف نمی باشد

اخراج مال غیر منقول بدون رضایت و اجازه مالک توسط دیگری با علم به موضوع و از روی عمد تصرف عدوانی کیفری است

تصرف عدوانی چیست

تفاوت تصرف عدوانی کیفری با حقوقی

در توضیح اینکه تصرف عدوانی چیست بررسی ابعاد حقوقی و کیفری آن مارا به این نکته می رساند که مهم ترین مساله وجوه افتراق تصرف عدوانی کیفری با حقوقی است که مهمترین فرق وجود یا عدم وجود رکن روانی در متصرف عدوان است درواقع برای احراز جرم مرتکب باید توسط قاضی معلوم شود که مجرم می دانسته مال متعلق به غیر است

احراز مالکیت در قانون مجازات اسلامی و در دعوای تصرف عدوانی کیفری ضرورت دارد در حالی که در قانون آیین دادرسی مدنی و دعوای تصرف عدوانی حقوقی احراز و اثبات مالکیت ضروری نیست همچنین در قانون آیین دادرسی مدنی احراز سبق تصرف خواهان و لحوق تصرف (تصرف جدید) خوانده محور رسیدگی است ولی در قانون مجازات اسلامی نیازی به کشف و احراز سبق تصرف شاکی نیست ضمن اینکه در دعوای حقوقی دعوی تصرف عدوانی با تقدیم دادخواست حقوقی قابل طرح بوده ولی در بعد کیفری صرف شکایت کیفری برای تعقیب جزایی متهم و صدور حکم رفع تصرف کفایت می کند.

در بیان اینکه تصرف عدوانی چیست بررسی ابعاد حقوقی و کیفری آن هر چند تصرف عدوانی در ابعاد حقوقی و کیفری قابلیت رسیدگی و تعقیب دارداما چنانچه در محکمه حقوقی دادخواست رفع تصرف تقدیم دادگاه شده باشد در دادگاه کیفری صرفا باید متهم از حیث جرم تصرف عدوانی موضوع ماده 690 ق.م.ا تحت تعقیب واقع شود . تقاضای رفع تصرف عدوانی در شکایت کیفری منوط به احراز مالکیت شاکی است بنابراین از غیر مالک قابلیت استماع ندارد و اقامه دعوی حقوقی تصرف عدوانی در صورتی قابلیت استماع دارد که سابقه تصرف خواهان محرز باشد و البته روند رسیدگی دعاوی حقوقی معمولا طولانی تر از دعاوی کیفری است

تفاوت دعوای تصرف عدوانی و خلع ید و تخلیه ی ید

در تبیین اینکه تصرف عدوانی چیست بررسی ابعاد حقوقی و کیفری آن ؛ بیان تفاوت های موجود بین «خلع ید» و «تصرف عدوانی » و تخلیه مهم است . مهمترین تفاوت آنها در نیاز به اثبات مالکیت است چنانکه در «خلع ید» اثبات مالکیت محور رسیدگی است اما در «تصرف عدوانی» حقوقی آنچه اهمیت دارد سابقه تصرف خواهان و اثبات تصرفات برخلاف قانون خوانده است در تصرف عدوانی مهم نیست خواهانی که متصرف بوده حتما مالک باشد یا نه مهم این است که ملک در تصرف و اختیار او بوده است و دیگری (خوانده )بر خلاف حق و قانون مال را از تصرف او خارج کرده است ولی در دعوای خلع ید خواهان ادعا می کند که مالک ملک است و خوانده بدون جهت قانونی و قراردادی آن را از اختیار او خارج کرده است «خلع ید » در واقع دعوایی است که درصورت مالکیت قابل طرح است و در صورتی حکم علیه خوانده صادر می شود که خواهان با ارائه ادله ی متقن ،مالکیت خود را نسبت به ملک مورد دعوا که خوانده آن را انکار می نماید و نیز غاصبانه بودن ید خوانده را اثبات می کند.

در «تخلیه »اثبات مالکیت مطرح نیست چرا که خوانده نیز قبول دارد که خواهان مالک ملک است و مطابق قانون حتی مستاجر ملک در صورتیکه حق اجاره داشته باشد میتواند ملک را به شخص دیگری اجاره دهد ولو مالک رسمی نباشد مانند رابطه ی موجر و مستاجری که مستاجر بعد از پایان مهلت قرارداد با وجود درخواست موجر از تخلیه ی ملک وی خودداری میکند .